درباره آما
آغاز یک رفاقت
آما با شروع رفاقت ما شکل گرفت. محمد تجربه تئاتر فیزیکال را با خود داشت و حسین از دنیای گریم میآمد. علاقه مشترکمان به هنر و جریانهای هنری، رفاقتمان را به سمت تجربههای تازهای برد و ما را به فکر ساختن چیزی مشترک انداخت. برای شروع تصمیم گرفتیم نمایشی را اجرا کنیم که هیچوقت به صحنه نرسید.
اما همکاری ما قرار نبود به همان ایده محدود بماند. آن نمایش، یکی از شکلهایی بود که فکر ساختن چیزی مشترک به خودش گرفته بود؛ فکری که در سالهای بعد، هر بار با مادهای تازه، تجربهای دیگر یا پرسشی متفاوت دوباره سر برمیآورد. شاید آن روز هنوز نمیدانستیم قرار است چه چیزی بسازیم، اما میل به ساختن، از میان همه این رفتوبرگشتها، باقی ماند.
همکاریهای بعدی پروژههای عکاسی فیگوراتیو و همچنین قالبگیری از صورت و اعضای بدن و ساخت ماسک و قطعات گریم بود.
در روزگار همهگیری کرونا به سراغ رزین رفتیم؛ تجربه تازهای بود و فرصتی برای شناختن مادهای دیگر و آزمودن شکلهای مختلف.
در همین بین، گفتوگو و تحلیلهای متعدد در مورد آثار نمایشی، ایده اجرای یک نمایش را بیشتر از پیش برای ما زنده میکرد؛ نمایشی که ما بازیگران آن بودیم.
در طرح اولیه نمایش این پرسش برایمان جدیتر شد که چطور میتوان از یک ماده خام، چیزی ساخت که هم شکل و هویت خودش را داشته باشد و هم در زندگی روزمره جایی پیدا کند.
از خمیر تا شکل
جستوجوهایمان ما را به پاپیهماشه رساند؛ مادهای که برایمان تازگی داشت و امکانهایش هنوز ناشناخته بود. تصمیم گرفتیم آن را بیشتر بشناسیم، خمیرش را ساختیم تا ببینیم از دل این تجربه چه چیزهایی بیرون میآید.
کار را در خانه شروع کردیم؛ با ابزارهای ابتدایی، فضای محدود و تجربههایی که بیشتر از راه آزمونوخطا به دست میآمدند.
خمیر درست میکردیم، به آن شکل میدادیم، نتیجه را بررسی میکردیم و برای تجربه بعدی چیزهای تازهای یاد میگرفتیم. همهچیز از ابتدا مطابق انتظار پیش نمیرفت؛ بعضی ایدهها به نتیجه میرسیدند و بعضی در میانه راه تغییر میکردند یا کنار گذاشته میشدند.
آنچه برایمان اهمیت داشت، فقط رسیدن به یک محصول نهایی نبود. شناختن رفتار ماده، پیدا کردن فرم مناسب و فهمیدن اینکه چطور میشود از یک خمیر ساده، چیزی کاربردی و ماندگار ساخت، بخش مهمی از مسیر بود. بهتدریج، این تجربهها شکل منسجمتری گرفتند و ساخت محصولات پاپیهماشه به بخش جدیتری از کار مشترکمان تبدیل شد.
آما؛ ادامه یک مسیر
بعد از حدود یک سال کار در فضای خانگی، تصمیم گرفتیم برای ادامه این تجربه، کارگاهی مستقل راهاندازی کنیم. در سال ۱۴۰۵، آما شکل جدیتری به خودش گرفت؛ نه بهعنوان پایان یک مسیر، بلکه بهعنوان فرصتی برای ادامهدادن آن در فضایی تازه.
امروز در کارگاه آما با پاپیهماشه محصولات دستساز دکوری و کاربردی میسازیم که میتوانند در خانه، کافه یا محل کار شما مورد استفاده قرار بگیرند. فرایند ساخت هر محصول شبیه اجرای یک نمایش است.
از آماده کردن خمیر تا رسیدن به فرم نهایی، مراحل و جزئیات خودش را دارد که نسبت به اجرای قبل پختهتر خواهد بود.
برای ما، دستساز بودن فقط به این معنا نیست که محصولی با دست ساخته شده؛ یعنی در روند ساخت، فرصتهایی برای انتخاب، تغییر و توجه به جزئیات وجود دارد؛ چیزهایی که هر اثر را از یک محصول کاملاً یکسان و تکراری دور میکنند.
بااینحال، آما را نمیتوان فقط با محصولاتی که امروز میسازیم تعریف کرد. آنچه در کارگاه ادامه دارد، همان تجربهکردن و پیدا کردن راههای تازه برای ساختن است؛ مسیری که ممکن است در ادامه شکلهای دیگری هم پیدا کند. ما هنوز در حال یادگرفتنیم، ایدههای تازه را امتحان میکنیم و به امکانهایی فکر میکنیم که شاید امروز فقط در حد یک گفتوگو یا طرح اولیه باشند.
شاید آن سالها موفق به اجرای نمایشی نشدیم، اما فکر اجرایی مشترک، در همان نقطه باقی نماند.
سالها بعد، این فکر در شکل خمیر، فرم و محصولاتی که با دست میسازیم ادامه پیدا کرد؛ و آما پرده نخست همین نمایش است…